چهارشنبه 17 اسفند ماه سال 1384
تو دلت سیب می خواست
از درخت همسایه بالا رفتم باز
سیب را چیدم بی خبر
باغبان زاغ مرا چوب میزد
رد آن سیب به دست تو رسید
باغبان غضب آلود نگاهت میکرد
و تو خوشحال از آن سیب بودی
من اشک میریختم آرام
و هنوز در این فکرم
که چرا درخت خانه ی ما سیب نداشت



