نا رفیق !!!
زمین گرمم کمته
کمته آتیش خدا
بوسه ی مرگ و بچشی
بندت بشه جدا جدا

زمین گرمم کمته
تو که میگفتی من سرم
کی میشه اون گلوتو با
دشنه ی نامردی بدرم

تو که ندیدی خورشید و
پس چرا میخوای بتابی؟
مگه تو فردا نمیخوای
تو یه وجب جا بخوابی؟

آخه چیکار کرده با من
ریشه مو از جا میکنه
وقتی که نفرین میکنم
برمیگرده خودمو میزنه

هر کاری میخوای میکنی
ذل میزنی میگی اینو باش
زخم زبونم که زدی
حالا دیگه نمک نپاش

یه جوری حرفم میزنی
که من ازت بدم بیاد
آخه یه ذره فکر کنی
کی دیگه حالا جر من میاد؟

حالا هرجا که هستی
پایه هرکی نشستی
بدون این رسم رفاقت چندین و چند سالمون نبود
آخه نبود...

آخه این قلب خسته
پای یکی نشسته
اما بدون نمی دونست
میخواد بشکنه خیلی زود!

آخه ای زخم کاری
چرا آروم نداری؟
چرا می سوزی و می سازی و
میگی دردی نداری؟

بگو ....
آخه بگو...

درد نفرین تو از
درد این زخم کاری
حتی دردایی که تو زندگیه خود داری
بدتره!! ای دو رو !!!

گوشات و وا کن میشنوی
صدای خرده های من
صدای پر رو که میگه
دلت میخوات بازم بزن!

یادته بردی با خودت
این دلمو باز اسیری
خیالتو راحت کنم
نمی میرم تا نمیری!

تو که واسه مردم همش
آسمون بی دریغی
باید بگم خدمتت یه
نا رفیقی نا رفیقی!

یادم نمیره حرفات و
یادم نمیره تا هنوز
یادمه آتیشم زدی
رفتی عقب گفتی بسوز